جشن فرخنده فروردين
نويسندگان
علی جاویدپناه
لینک دوستان

انتخاب شعار سال در آستانه نوروز هر سال و تبيين و تحليل ابعاد آن و پيش‌بيني راهكار‌هاي اجرايي براي تحقق ابعاد آن توسط نخبگان و مراكز نظريه‌پردازي به سنتي مألوف در فضاي سياسي و اجتماعي كشور تبديل و سبب شده است تا گام‌هاي سالانه براي حصول به اهداف چشم‌انداز ۲۰ ساله و ديگر برنامه‌هاي راهبردي نظام اسلامي به درستي برداشته شود و در اين ميان تلاش‌هاي نهاد‌هاي برنامه‌ريز و اجرايي كشور براي تحقق آن شعار‌ها در عرصه اجتماعي فرصت مناسبي را براي دفاع از كارنامه سالانه مسئولان كشور فراهم مي‌آورد؛ نكته‌اي كه مي‌توان آن را به روشني در ارزيابي امام خامنه‌اي از عملكرد مسئولان و نهادهاي اجرايي كشور در سال گذشته ديد،‌ آنگاه كه در فرمايشاتشان در پيام نوروزي، ضمن اشاره به اقدامات مثبت مردم و دولتمردان و نهادهاي انقلابي در تجلي اقتدار ملي و تحقق اهداف سال جهاد اقتصادي به آن اشاره كردند و در سخنان خود در جمع زائران و مجاوران حرم رضوي نيز با بر شمردن ابعادي از آن يادآور شدندكه: اگر بر روي نقاط مثبت و نقاط قدرت تكيه مي‌كنيم براي اين است كه ثابت شود ملت ايران اين توانايي‌ها را به كاربرد و به رغم ميل بدخواهان كه مي‌خواستند ثابت كنند «ملت ايران نمي‌تواند»، «ملت ايران ثابت كرد كه مي‌تواند». از نقاط ضعف بي‌اطلاع نيستيم. نقاط ضعف هم داريم اما در جمع‌بندي نهايي نقاط قدرت بسيار بيشتر از نقاط ضعف است.
اما انتخاب شعار «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» را كه در اصل جلوه‌اي از جهاد اقتصادي است، علاوه بر زمينه‌ها و الزامات داخلي آن، نمي‌توان بدون تناسب با فشار‌ها و تهديدات نظام سلطه دانست و اين امر البته منطبق با منطق انقلاب اسلامي و سيره حضرت امام و مقام معظم رهبري است، به همين دليل انتخاب اين شعار و تلاش براي تحقق آن اهميتي مضاعف مي‌يابد. در سال‌هاي اخير و پس از ناكامي نظام سلطه در فروپاشي و شكست نظام اسلامي از طريق تمركز بر تهديد و جنگ نظامي و همچنين تهاجم فرهنگي و جنگ نرم و آشوب‌هاي داخلي، در سال گذشته راهبرد دشمن در مقابله با انقلاب اسلامي بر تشديد فشارها و تحريم‌ اقتصادي براي ايجاد نارضايتي اجتماعي و به تبع آن تسليم مسئولان نظام در برابر دشمن متمركز گرديد و سران نظام سلطه با تصور اثرگذاري اين روند و به زعم خود، يافتن نشانه‌هايي از تأثير آن در داخل از بيان آشكار آن نيز ابايي نداشتند و با تكرار مضاميني همچون «تحريم‌هاي فلج‌كننده» مي‌كوشيدند ضمن ملموس نشان دادن آثار تحريم به لحاظ رواني نيز از پيامد‌هاي آن بهره‌گيري كنند. در اين زمينه مقام معظم رهبري در فرمايشاتشان در آغاز سال جديد در حرم رضوي فرمودند: «سران استكبار تكيه‌دهندگان بر مسند‌هاي زر و زور و همچنين خرده‌ريز‌هاي اينها در منطقه خود ما با همه توان- توان مالي‌شان،‌ توان تبليغاتي‌شان، توان سياسي‌شان- سعي مي‌كنند ملت ايران را مرعوب كنند، ملت ايران را مأيوس كنند، هر كس تبليغات سياسي بدخواهان ملت ايران را دنبال كرده باشد اين را درمي‌يابد كه تلاش‌هاي عملي، تلاش‌هاي اقتصادي،‌ تلاش‌هاي سياسي، تهديد‌هاي امنيتي و نظامي همه براي اين است كه اين موجود فعال، زنده، پرنشاط و پرهمت، يعني ملت ايران را كه در وسط ميدان با شجاعت تمام ايستاده است و در حال حركت به جلو است از پيش روي باز بدارند و او را نااميد كنند، او را از حضور در اين عرصه بترسانند. در حقيقت در مقابل شعار «ما مي‌توانيم» كه امام بزرگوارمان اين شعار را به ما تعليم داد، انقلاب به ما جرئت داد كه بگوييم «مي‌توانيم»، مي‌خواهند به ملت ايران بقبولانند كه شما «نمي‌توانيد» با همه توان دنبال اين هستند كه اين هدف را دنبال كنند.
دشمن در اين مسير علاوه بر نگاه داخلي، با تشديد فشارهاي خود يك هدف راهبردي منطقه‌اي و بين‌المللي نيز دارد و آن سلب شاخصه الگو‌بخشي نظام اسلامي براي ديگر ملل مسلمان و مستضعف جهان است تا به زعم خود با تسليم «نظام اسلامي»، اسطوره شكست‌ناپذيري انقلاب اسلامي را نيز در هم بشكند و با القاي «تسليم ايران»،‌شكست‌هاي چند ساله خود از انقلاب را در منطقه و جهان معاصر جبران كند.
با اين نگاه به شعار راهبردي «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» و تلاش‌ براي تحقق آن با بسيج تمامي امكانات و توانمندي‌هاي نظام اسلامي، مي‌توان علاوه بر اثبات شعار «ما مي‌توانيم» ضمن تثبيت و تحكيم موقعيت نظام اسلامي در فرآيند تحولات جهاني دشمنان را وادار به تسليم نمود، چرا كه مشكل دشمن با مسئله هسته‌اي يا حقوق بشر ايران نيست بلكه آن گونه كه امام و مقتدايمان فرمود: مسئله آنها مسئله جمهوري اسلامي است كه مثل شير در مقابل آنها ايستاده است.
اگر جمهوري اسلامي هم در مقابل اينها مثل بعضي از رژيم‌هاي منطقه حاضر بود به ملت خودش خيانت كند و در مقابل اينها تسليم بشود با او كاري نداشتند. مسئله اينها زياده‌خواهي‌هاي استكبار است. اين علت دشمني با ملت ايران است.


موضوع : توليد ملي ، حمايت از كار وسرمايه ايراني

منبع : جوان آنلاين




 
 
[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 7:12 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

مقاله‌ای با عنوان «نقش فرهنگیان در رشد مصرف کالای داخلی، کاهش مصرف کالای خارجی و تأثیر آن در توسعه کشور» به همت معاونت فرهنگی ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز منتشر شد.

 

به گزارش اقتصاد پنهان، در این مقاله جایگاه فرهنگیان جامعه به منظور کاهش استفاده از کالای قاچاق و افزایش تمایل به مصرف کالای ایرانی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
 
بنا به نظر کبری عباسی‌کیا، نگارنده مقاله، تمایل مصرف‌کنندگان به مصرف کالای خارجی نشأت گرفته از یک مجموعه عوامل است که از جمله آن‌ها می‌توان به وجود فرهنگ غلط اشاره کرد، و از آن جایی که آموزش و پرورش سنگ بنای ارتقای فرهنگ کشور هستند می‌بایست معلمان را در این راه پیش رو دانست.

بر همین اساس تأکید شده به دلیل اهمیت نقش آموزش و پرورش باید به بسیاری از مسایل اقتصادی از زاویه فرهنگی نگاه کرد چرا که بهره‌برداری از خشونت یا تعامل برای به دست آوردن امکانات، تخصیص منابع برای تولید و همچنین چگونگی مصرف در جوامع امری است که از رهگذر فرهنگ افراد حاصل می‌شود.

نگارنده این مقاله معتقد است مصرف کالای خارجی در جامعه ما از روی نادانی و کم‌اطلاعی از مضرات استفاده از این کالاها است، در واقع اگر مردم از فواید مصرف کالاهای داخلی مطلع باشند مسلماً کمتر به استفاده از کالای قاچاق یا کالای خارجی روی می‌آورند.

بهبود وضعیت اشتغال جوانان، رسیدن به استقلال اقتصادی، تکمیل شدن دستاوردهای علمی و صنعتی، مقابله با تحریم آمریکا و سایر حامیان او و تفهیم نجات ایران در مصرف کالای ایرانی به دانش‌آموزان از فوایدی است که در مقاله مذکور برای استفاده از کالای ایرانی برشمرده شده است.

در پایان نیز آمده است که مهم‌ترین راهکار برای افزایش مصرف کالای داخلی، بهبود کیفیت کالاها، فرهنگ‌سازی، اطلاع‌رسانی دقیق در مورد محصولات و ویژگی‌های آن‌ها، تبلغیات گسترده و قوی‌تر کردن سیستم نظارت و کنترل بر تولید کالاها، کنترل و نظارت دقیق در توزیع کالاها در راستای جلوگیری از بالا رفتن بی‌رویه قیمت‌ها است.


موضوع : راهكارهاي حمايت از توليد ملي

منبع : اقتصاد پنهان




 
 
[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 6:58 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

سپیده آزادی , آنگاه طلوع خورشید ملتی را نوید می دهد که آن ملت به خودکفایی برسد و متکی به خویش باشد: نان از عمل خویش خورد و منت از دیگران نبرد. چه انسانهایی که فقر و ناداری , آنان را به دامن فساد سوق داده , شخصیت و هویت نان را در پیشگاه ثروت و قدرت , قربانی نموده است , و چه بسیار دولتهای فقیری که دست نیاز به سوی قدرتهای اقتصادی دراز کرده و راه تسلط همه جانبه آنان را بر خود گشوده اند.

 

از آنجا که ثروت , قدرت می آفریند و فقر, ضعف و سستی , قدرت اقتصادی توانگران ,از دیرباز, حربه ای بوده است برای نفوذ در ممالک زیر سلطه و وسیله ای برای ترویج فرهنگی و مکتب دولت حاکم و قدرتمند بر ملل فقیر و ضعیف و در مواردی برای به زانو درآوردن آنان و وضعیت کشورهای مختلف جهان معاصر, شاهدی است براین مدعا.

تحلیل گران سیاسی , تنگناهای اقتصادی به وجود آمده از جانب دولت مستکبر آمریکا رااز مهمترین علل سقوط دولت ساندنیسیت , قلمداد کرده اند. روزنامه[ وال استریت] , با درج مقاله ای در رابطه با انتخابات نیکاراگوئه نوشت :

[ درانتخابات ریاست جمهوری ... دموکراسی پیروز نشد بلکه تروریستهای مورد حمایت کاخ سید به پیروزی دست یافتند... جورج بوش , رئیس جمهوری آمریکا, در ماه نوابر گذشته , با خانم جامورو, در کاخ سفید دیدار کرد و قول داد که در صورت پیروزی او, درانتخابات ریاست جمهوری , تحریم اقتصادی علیه نیکاراگوئه را لغو خواهد کرد. مخالفان , بااین شعار تبلیغاتی برای پیروزی درانتخابات , وارد میدان شدند: [علیه ساندنیستیها رای دهید] یا[ شاهد مرگ کودکانتان باشید] تحریم اقتصادی نیکاراگوئه , به منظور فشار به ساندیستیها و ساقط کردن رژیم ماناگوا وضع شده بود] 1 .

بنابراین , وابستگی اقتصادی ,از عوامل مهم واساسی نفوذ استعمارگران , در ممالک جهان سوم است . هر ملتی که بخواهد خود رااز سلطه اجانب نجات بخشد, می بایست بر توان خویش تکیه کند و دست حاجت , به سوی دیگران دراز نکند. تجربه ثابت کرده است که : ملتهااگر بخواهند مستقل باشند, خواهند توانست . بهبود وضع نابسامان اقتصادی , آبادانی شهرهای ویران , ترمیم خسارتهای عظیم جنگی و تلاش در راه زندگی عزتمند, راهی است که بسیاری از کشورها و ملتهای بااراده طی کرده اند.

اسلام و خودکفایی

در مکتب اسلام , به مسئله حفظ هویت واستقلال اقتصادی ,ارزش بسیار داده شده است .

مسلمانان ,از هرگونه رکون و وابستگی به ظالمین , که قطبهای اقتصادی امروز, مصداق بارز آنند, به شدت نهی شده اند : [ ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار] 2 .

بدون تردید وابستگی اقتصادی , می تواند راهی باشد برای رکون و تکیه مالی به دشمنان اسلام , که فرجامی جز شکست و آتش در بر نخواهد داشت .

در روایات اسلامی , به کار و فعالیت , در جهت بی نیازی از دیگران , ارزش بسیار داده شده تحمل و زحمت و رنج برای رسیدن به غنا و بی نیازی عبادت به شمار آمده است .

امام باقر[ ع] در هوای بسیار گرم نامناسب در مزرعه خویش به کار مشغول بود. و در پاسخ معترض که کار کردن در سن پیری را بر آن حضرت , خرده می گیرد و قصد موعظه آن حضرت را دارد, می فرماید:

[من , به قصد بی نیازی از تو و مردم , کار می کنم واین عبادت است و اگر دراین حالت بمیرم در حال طاعت خداونداز دنیا رفته ام] 3 .

و یاامام صادق[ ع] در حال کشاورزی و کار, در جواب کسی که می گوید:

این بیل را به من بدهید تا من کار راانجام دهم . می فرماید:

[نه , من اساسا دوست دارم که مرد برای تحصیل روزی رنج بکشد و آفتاب بخورد] 4 .

علاوه بر روایاتی که کار را عبادت دانسته اند, روایاتی داریم که از تنبلی و سستی , به شدت نکوهش کرده اند.

امام امت ,از دیرباز, به مساله خودکفایی توجه داشته است واز وابستگی اقتصادی کشورهای اسلامی وایران زمین , به دشمنان اسلام , رنج می برده و همواره خواستار قطع وابستگی و سلطه اقتصادی اجانب و رسیدن به خودکفایی ملت اسلام بوده است :

[...من اعتقادم این است , که انسان اگر با هر زحمت و مرارتی زندگی کند و زندگیش مال خودش باشد, مستقل باشد... و نان جو خودش را بخورد...ارزشش صدها مقابل این است که انسان در آپارتمانهای عظیم بنشیند و دستش , پیش دیگران دراز باشد] 6 .

[آیا برای مسلمانان جهان ننگ نیست که بااین همه سرمایه های انسانی و مادی و معنوی , با داشتن مکتب مترقی و پشتوانه الهی , تن به سلطه قدرتمندانه مستکبر و دزدان دریایی و زمینی قرن می دهند] 7 .

مسلمین , نباید تحت سلطه کفار باشند خدای تبارک و تعالی , برای هیچ یک از کفار سلطه بر مسلمین قرار نداده است و نباید مسلمین ,این سلطه کفار را قبول کنند. 8

پس از ذکراین مقدمه ,اینک , به اجمال رهنمودهای امام خمینی را در راستای رسیدن به خودکفایی , مورد مطالعه قرار می دهیم .

محورهایی که ما, دراین نوشته بحث می کنیم , عبارتنداز:

1 شرائط خودکفایی .

2 موانع .

3 موجبات .


موضوع : توليد ملي ، حمايت از كار وسرمايه ايراني

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 5:13 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

1. داستان نفت ایران با دارسی شروع شد. ویلیام ناکس دارسی یک سرمایه گذار مشهور انگلیسی بود که با اطمینان به برخی مطالعات زمین شناسی، پولش را از آن سر دنیا کشید و آورد جایی که می توانست آن را چند برابر کند. با دیدن دَم چند تا دلال و جلب موافت مظفرالدین شاه قراردادی با ایرانی ها بست که خیالش را تا 60 سال دیگر راحت می کرد.1 می دانید از چه چیزی خیالش راحت شد؟

 

اکتشاف، استخراج و بهره برداری، حمل و نقل، فروش نفت و فرآورده های نفتی و تمام عملیات مربوط به منابع نفت ایران (خدا بده برکت!) 16درصد پول نفت هم می ماند برای صاحب خانه. این در سال 1280 بود.

2. بوی نفت که بلند شد به مشام شوروی هم رسید. هرچی بود همسایه بودند و حق همسایگی داشتند. خیلی برایشان زور بود که بیخ گوششان سرمایه مملکتی را حراج کرده باشند و به آنها چیزی نرسد. برای همین کلی سر و صدا راه انداختند ولی تا مدت ها کاری از پیش نبردند تا...(بند8)

3. دو سال بعد از آن که دارسی به نفت رسید شرکت نفت ایران و انگلیس تشکیل شد و دارسی شد یکی از سهام داران آن شرکت. اما قرار و مدارهای قرارداد دارسی همچنان برقرار بود. پالایشگاهی در آبادان ساخته شد و نفت ایران را به دامن جهان ریخت! انگلیس حالا سلطان نفت بود و با دمش گردو می شکست. حق هم داشت چون تقریباً مفت و مجانی به مهم ترین چیز برای توسعه و پیشرفت یعنی انرژی دست یافته بود و خرطومش را در رگ قدرت منطقه فرو کرده بود. تمام اینها در بحبوحه جنگ جهانی دوم بود.

4. اما چندان هم شانس با انگلیس ها یار نبود. زیرا شرایط داخلی به سمتی پیش رفت که عرصه را برای انگلیسی ها تنگ می کرد. مهم ترین این اتفاقات نهضت مشروطه بود.

با مجلس ملی، مقداری از قدرت قاجاری به نماینده های مردم منتقل شد (حداقل ظاهراً که این طور بود) و یکی از چیزهایی که همیشه در مجلس بر سرش داد و بیداد بود نفت بود. گذشته از آن رضا شاه به جای قجرهای بی خیال نشسته بود و دو دره بازی های شرکت نفت گاهی به حدی می رسید که رضاخان را با وجود همه بیگانه پرستی اش به واکنش وادار می کرد.

مثلاً در سال 1310 وقتی که شرکت انگلیسی نفت با حساب سازی های غیر قابل بررسی، درآمد ایران را به کمتر از یک چهارم سال قبل رساند رضاشاه شاه قرارداد دارسی را باطل اعلام کرد.

5. خب فکر می کنید واکنش انگلیس چه بود. تقریباً همان کاری که زورگوهای دنیا الآن درباره پرونده هسته ای ایران انجام می دهند! یعنی هیاهو و مظلوم نمایی همراه با تلاش برای محکومیت ایران در نهادهای بین المللی. اما واکنش حکومت پهلوی با واکنش امروز ما به این قلدری های بیگانگان یکی نبود. هنوز شکایت انگلیس به جامعه ملل نرسیده بود که ایرانی ها نشستند سرمیز مذاکره و کمتر از یک ماه بعد به قرارداد 60 ساله دیگری به نام قرارداد 1312 (1933م) تن دادند.

6. بدین وسیله مفاد قرارداد 1933 به سمع و نظرتان می رسد:

کاهش حوزه شمول امتیاز به 100 هزار مایل مربع (یک چهارم امتیاز دارسی) از بین رفتن حق انحصاری احداث و نگهداری خطوط لوله اولویت نیروی کار ایرانی در صنعت نفت کشور خودشان!

اختصاص مبلغی برای آموزش دانشجویان ایرانی در رشته صنعت نفت. پرداخت 4 شیلینگ برای هر بشکه از سود خالص سالانه.

7. همان طور که می بینید انگلیس هیچ امتیاز دندان گیری که ضمانتی برای اجرایش وجود داشته باشد به ایران نداد و به حداقلی از حقوق اکتفا کرد. حتی نقدترین ماده این قرار داد، یعنی 4 شیلینیگ در هر بشکه که به معنای تثبیت قیمت بود با افزایش قیمت جهانی نفت می توانست به ضرر ما تمام شود. دولت از این قرارداد به عنوان موفقیتی بزرگ نام برد. اما حقیقت آن قدر روشن بود که تعدادی از نخبگان به آن واکنش نشان بدهند و از ننگ قرارداد 1933 زمینه ای برای تحول در روابط نفتی به وجود بیاورند.

8. اما شوروی. جنگ جهانی دوم تمام شد، اما شوروی نیروهایش را از ایران خارج نکرد که هیچ، بیش ترشان هم کرد. چیزی هم که می خواست خیلی روشن بود؛ نفت! نشستند با طرف ایرانی (قوام) قرارمدار گذاشتند به شرط بیرون رفتن از خاک ایران، در قالب شرکت نفتی ایران شوروی از نعمت نفت شمال ایران بهره مند شوند! اما واکنش مجلس تند و صریح بود، به حدی که دامنه مصوبه مجلس تا نفت جنوب هم کشیده شد؛ «دادن هرگونه امتیازی به خارجی ها ممنوع است و دولت مکلف است که به منظور استیفای حقوق ملت ایران از نفت جنوب اقدام کند.»

9. حالا شوروی چیزی که به خودش نرسید هیچ انگلیس ها را هم به دردسر انداخته بود. انگلیس ها فوری به تکاپو افتادند تا نفت جنوب را از دست ندهند. حاصل این تکاپوها قرارداد گس گلشائیان یا قرارداد الحاقی (الحاق به قرارداد 1933) بود که می گفت: «مقررات قرارداد 1933 در کمال اعتبار و قوت خود باقی است و دولت ایران به راحتی نمی تواند آن را لغو کند.» این قرارداد برای تصویب به مجلس ملی رفت ولی نماینده ها رسیدگی به آن را آن قدر لفت دادند که دوره مجلس تمام شد و قرارداد رفت به مجلس بعدی یعنی مجلس شانزدهم؛ مجلسی با حضور مصدق و باقی اعضای جبهه ملی. بررسی این قرارداد در مجلس شانزدهم پیامدهایی فرارتر از رد آن داشت.

10. وقتی کمیسیون نفت مجلس مشغول بررسی قرارداد الحاقی بود تعدادی از نمایندگان مسئله بزرگ تری را مطرح کردند؛ «ملی شدن صنعت نفت.» واکنش اولیه کمیسیون منفی بود و به رد قرارداد الحاقی اکتفا کرد. اما این بحث قبل از آن تبدیل به یک مطالبه عمومی شده بود و دیگر قابل کنترل نبود و هیچ چیز، نه هشدارهای انگلیس و نه تلاش های نخست وزیر وقت (یعنی رزمآرا) نمی توانست جلویش را بگیرد.

آیت الله کاشانی و بسیاری از نیروهای مذهبی برای آگاه کردن مردم دست به کار شده بودند و با سخنرانی های خود همه نیروی ملت را برای فشار بر سیاستمداران بسیج می کردند. این فشارها در ترور رزم آرا که می گفت: «ملی شدن صنعت نفت خیانت بزرگ است» به اوج خود رسید. کشته شدن رزمآرا یک روز بعد اهمیت خودش را نشان داد؛ ملی شدن صنعت نفت دوباره در کمیسیون مطرح شد و این بار به اتفاق آرا به تصویب رسید.

11. مجلس ملی در 24 اسفند 1329 برای بررسی نظر کمیسیون نفت جلسه گرفت. انگلیس هنوز امیدوار بود نماینده های وابسته کاری بکنند، اما کار از کار گذاشته بود و کمتر کسی جرأت داشت به مسئله ای که شور آن تمام مملکت را فراگرفته بود نگاه چپ بکند. رأی گیری انجام شد و ملی شدن صنعت نفت با اتفاق نظر نماینده های حاظر یعنی 95 نفر از 131 نماینده مجلس تصویب شد و برای تأیید نهایی به مجلس سنا رفت تا در آخرین روز سال یعنی 29 اسفند اعلام شود: «به نام سعادت ملت ایران و به منظور تامین صلح جهان، امضاکنندگان ذیل پیشنهاد می نماییم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی شود، یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره برداری در دست دولت قرار گیرد.»

12. انگلیس بی کار ننشست و با تمام توان به مقابله پرداخت و وقتی راه دیپلماسی را برای ضربه زدن بسته دید، کشتی های جنگی اش را یکی پس از دیگری فرستاد خلیج فارس و با ترفندهای مختلف سعی کرد جنوب ایران را به آشوب بکشاند. اما با وجود مشکلاتی که پدید آورد کاری از پیش نبرد و در برابر خواست مردم و خصوصاً درایت و رهبری چهره هایی چون آیت الله کاشانی که حضوری فعال و مؤثر داشت مجبور به عقب نشینی شد. هر چند که دندان طمعش را هیچ وقت نکشید.

13. مصدق که تا به حال نماینده مجلس بود در سال جدید یعنی 1330 به نخست وزیری رسید و خودش مسئول اجرای قانون جدید نفت شد. در اولین اقدام مصدق به جای ریاست انگلیسی، هیأت مدیره ای جدید در رأس کار قرار گرفت و مسئول کلیه تأسیسات و ادارات شرکت نفت شد. اما اینها همه شامل عملیات غیرصنعتی می شد و عملیات صنعتی همچنان در انحصار خارجی ها باقی ماند. اضافه بر این با وجود قانون ملی شدن صنعت نفت، نفوذ خارجی ها تا سال های سال ادامه یافت و ظلم های زیادی از این طریق بر ملت ایران تحمیل شد.

14. اگر چه نهضت ملی شدن صنعت نفت، نقطه آغازی برای کوتاه کردن دست بیگانگان از منابع این سرزمین بود اما این هدف جز با انقلاب شکوهمند اسلامی و تلاش مردان علم و مبارزه به طور کامل محقق نشد. جریان صنعت نفت و خصوصاً تکمیل آن در نظام اسلامی به ما آموخت که سربلندی یک مملکت در همه زمینه ها به دو چیز نیاز دارد؛ اول توانایی و قدرت علمی و دوم مسئولین با اراده و با ایمان.


موضوع : ظرفيتهاي سرمايه و ثروت در ايران اسلامي

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 4:11 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 50 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

برخيز كه فخرهمت اقليم شويم/ در نزدخدا وخلق تكريم شويم/ فرمود ز توليد حمايت بكنيم/ تاشاهدمرگ طرح تحريم شويم/